![]()
پست الکترونیک آرشیو مطالب
نویسندگان
آرشیو مطالب
آرشیو موضوعی
جستجو
پیوندها
|
گلهای زندگی
اگرتنهاترین تنهایان شوم بازهم خداهست اوجانشین تمام نداشته های من است. سال نو وبهار عشق
بلـبـلی زارزار مـی نـالیـد ازفــــــراق بــهار،وقـــت خــزان
گفتمش غم مــخورکه بازآید روز نـــــــــوروزلالـــــه وریـــحــان گفت ترســـــم بقـا وفـا نکـند ورنه هرسال گـــــل دهد بـــوستان عزیز بدان روزهای عـمر من وشـما می گذردوقـــــدراین ایام باارزش نمی دانیم وهمیشه می گوییم ماهـــی دیـگر،سالی دیـــگر اما همه مامـی دانیم وغافلیم ازاینکه چرخ گردون می گذرد وماهــهـا و سـالــها واعــیـاد خـــواهند آمد اماپرسش اینست که مازنده باشیم یانه واین بقابه ماوفاخواهــدکرد یا نه..پیشاپیش ازخدای مهربان ومحبوب خواهان سالی توام بامهربانی و عطــــوفت وعشق برای دوستان می باشـــــم و این عید باستانی رابه تک تک دوستان وخانواده مهربانشان تبریک وتهنیت عرض می نمایم. |+| نوشته شده توسط حیان در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 11:39
فراوانی اسامی مختلف دختران درایران
فراوانی اسامی دختران درایران
|+| نوشته شده توسط حیان در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 13:13
فراوانی اسامی مختلف پسران درایران
فراوانی اسامی پسران درایران
|+| نوشته شده توسط حیان در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 13:10
تولددخترم هما03/04/86
هماي سعادت آن ماه من همـــا بود اوهديــه خـــــدابود درســرزمــيـن هسـتي چون باغ باصفا بود آن طاير سمـــاء بود چون هدهد سبـابود دروادي ســـليــمــان آن مــــنـــبع نـــبا بود آن چهروآن ظــواهر آن لولو وجـــواهـر دربــــحــربيــكرانــي مــرجان با بـها بود آن سبزه بـــــهاري زيبا وخوش نگاري خوشرنگ چــون قـــنـاري آن يـارباوفا بود آن بوســـــتان خضـرا آن گلستـان دروا آمد همـــه به يــكـجـا آن مــــهربي ريا بود آن پيك بابشارت آمدهمه به يك اشارت خوش يمن وباطراوت چون قاصد رهابود آن پرتو خدايــي آن نــــورروشـــنايي باآن يدشــمسايي دسـتــي كه هم شـفا بود اوبرسـر هما بـود دستي كه هم شفا بود حيان همي بگويـد حق هم زاورضابود |+| نوشته شده توسط حیان در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 12:9
تولد دخترم حسانه 14/12/78
((تولدبهار)) ازدامـــن شـــــــكوفه بـوي بـهارآمد حســـانه شــــد تولـد آن گلعذارآمد آن ماهتاب تابان آن پرتودرخشان آن هديه زرافشان آن زرنگارآمد آن قطره هاي باران ازابرهاي پنهان باريــد دربــيابان آن چشمه سارآمد آن كوكـــب مــــنورآن آســــــمان اكبر آن بوســـتـــان اخـضـرآن يــادگـارآمد آن طــــوطــي ســخـــنوربـا آن كبوترفر آمــــــد فــــرود بــردرپــــروانه وارآمد آن هــــدهــد ســـليمان آن مرهم دل وجان آن مــژده هــاي رحــمـــان بــهرديـارآمد آن بلـــبـــل غـــزلخــوان ازدامــن گلستان درچــهـــارده زمـــستـــان آن انـــتـظارآمد حيان زاوسرودش حســـانــه تاروپـــودش آن ذره وجــــودش شــــيـــريـــن گـــوارآمد |+| نوشته شده توسط حیان در جمعه دوازدهم بهمن 1386 ساعت 12:5
نیایش(الهی نامه)
الهی ! گفتی کریمم، امید بدان تمام است تا کرم تو در میان است ، ناامیدی حرام است الهی ! عاجز و سرگردانم، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم.... الهی ! چون توانستم ،ندانستم،وچون دانستم،نتوانستم آه از این علم ناآموخته، گاه غرقم از او، گه سوخته الهی ! چون در تو نگریم شاهیم تاج بر سر وچون در خود نگریم ،خاکیم خاک برسر الهی ! همچون بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. الهی ! تاکنون آه در بساط نداشتم ...........اکنون.! جز آه در بساط ندارم. الهی ! در بسته نیست ... ما دست و پا بسته ایم. الهی !در شگفتم از کسی که غصه خودش را نمی خورد و غصه روزی اش را می خورد. الهی ! تاکنون به نادانی از تو می ترسیدم، اکنون به دانائی از خودم می ترسم. الهی ! اگر مذنب نباشد غفار کیست...؟ و اگر قبیح نباشد ، ستار کیست...؟ الهی ! شنیدم که فرمودی چه کنم با مشتی خاک مگر بیامرزم پس ا ی خدا ی کردگار مارادمی نیزبه حال خود وامگذار |+| نوشته شده توسط حیان در چهارشنبه هفتم شهریور 1386 ساعت 8:12
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||